چادرم

:: چادرم
•°•°چادرم را می بویم 

ریه هایم سرشار از عطر یاس می شوند

بوی عشق می آید

 

°•°•آری،درست است

 

یادی از عاشق خدا شده است،

 

یادی از حضرت مادر(س)

در برابر وزش های باد،

 

•°•°سفت تر می چسبم تاج بندگیم را، خدایا...

از وقتی در بند توأم،آزادم.. 

حجاب  مرا آزاد ساخته است؛

 آزاد از بند نگاه هایی که خلقتم را به سخره می گیرند...

 

°•°•حفاظی به دور خود کشیده ام،

 

سرشار از خدا.

 

آزادی از بند بندگان هوس را،

 

با زندانی شدن در رضایت خدا به دست آورده ام،

 

حفاظی به دور خود کشیده ام…

 

دژی با دیوارهایی بلند

 

•°•°دیوارهایی که “ حریم ” مشخص می کنند برای نگاه های تو…

منبع : انتظار چادرم
برچسب ها :

هشدار!!!

:: هشدار!!!
قابل توجه بعضی ها که فراموش کردند یه روزی باید بمیرند..!! 

بعضـــــی از دختـــــرکان…!!

 هر چقدر میتوانند بـد حجابی بکنند.!!

لباس تنــــگ و بـــــد نما بپوشــــند و بقول خودشان..

اگـــه تیــپ نزنیم اْفـــته کـــلاس داره برامـــــون..!!

 

اون آقا پسـر هایی که میـگن..!!

یه جــوون باید در دانـشگاه دوست دختر !! داشته باشه..!!

و بقـــول خودشان ما جــوانایم فعلا بی خیال محــــرم و نامحــرم..!!

 

اون عـروس خانومی که کـراهت دارد یک تکـه پارچه روی صورتش بندازه

که نکنه آرایــش یک میـلیون تومنیش خـراب بشه..!!

و اینچــــنین خودش رو به همه نـــشون میده..!!

 

اون خانوم هایی که به بـهانه تفــریح بی خیال محرم و نامحرم میشوند..!!

و اینگونه تـفریح میکنند..!!

 

اون خانـوم هایی که با آرایـش و لبـــاس تنگ عکس هایشان را..

در شبکه های اجتماعی به نمایــــــش میگذارند..!!

و میگویند بــــذار خوش باشیم که دنــــیا دو روزه..!!

 

هـــمه اینــها بداننـد کـه..!!

این خوبـی ها یک روزی تـــموم میشن..!!

ایـنها باید بدانـند که..!!

یک روزی اینجوری روی سنگ غسالخانه آنها را غــسل میــت میدهند..!

 

پـــس از یاد نبـریم که یک روزی ما را درقـــبر خواهند گذاشت و دیـــگر..

هیچ راه بازگــشتی برای تــــوبه وجـــود ندارد..!؟

 

ایــــن ها از مـــن و شمــــا پْــــر میشونـــد…؟!

یــادت نـره…

اگه یـــ ـــادت رفت بدان همیشه یکی خیلی بـــیادتــ ـــه خیلی..!!

جـنــــاب عـــزرائــیل را میگـوئیم...

 

منبع : انتظار هشدار!!!
برچسب ها : روزی ,هایی

حجابم

:: حجابم
 ♻️چادر یعنی نه فقط یه پارچه مشکی...

♻️چادر یعنی تمرین صبوری... وقتی هوا گرمه و داری از گرما می پزی!

♻️چادر یعنی تمرین وقار... وقتی از ته دلت ،

دلت میخواد از شادی یا ذوق جیـــغ بزنی،

بلندبلند بخندی،

بالا و پایین بپّری...

♻️چادر یعنی تمرین حجاب...

حجابِ نه فقط سر ،

بلکه گوش موقع شنیدن،

چشم موقع دیدن و....

.

♻️چادر یعنی تمرین دقت...

دقت به حرفها و کارهات،

چون نمایندۀ یه اعتقادی و اگه اشتباهی بکنی،

کل چادریها و مذهبی ها در نظر بقیه میرن زیر سؤال... ♻️چادر یعنی تمرین کریم بودن...

وقتی یکی ، تو خیابون یا سرکار ،

مخصوصاً تو روزهای گرم تابستون یا یخبندون زمستون ،

یه نگاه توهین برانگیز به خودت و چادرت میکنه یا حرف نامربوطی میزنه

که نمیرنجی ، ولی میرنجی.....!

.

♻️چادر یعنی تمرین هزار تا چیز دوست داشتنی و نازنین ،

که قلم نوشتنشون رو یاری نمیکنه ،

 

فقط میتونی سرتو بگیری رو به آسمون و با یقین بگی:

 سرمایه محبت زهـراست حــــــــــــــــجــــــــابــــــــــــ من

 

من حـــــــــــــــــجــــــــابــــــــــــ خویش را

به دنــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــا نمی دهم...

منبع : انتظار حجابم
برچسب ها : یعنی ,تمرین ,♻️چادر ,یعنی تمرین ,♻️چادر یعنی

ارزش دختر

:: ارزش دختر
تقدیم به کسانی که دختر دارند.

 

 

ارزش یک دختر را خدایی میداند که او را در سنین کودکی برای عبادت برمیگزیند.

 

پیامبری میداند که فرمود: دختر باقیات الصالحات است.

 امام صادق (ع) میداند که فرمود:پسران، نعمت‏ اند و دختران خوبى. خداوند، از نعمت ‏ها سؤال مى ‏کند و به خوبى‏ ها پاداش مى‏ دهد .

.

ارزش دختر را خدایی میداند که هرکسی را لایق دیدن جسمش نکرد.

.

ارزش دختر را خدایی میداند که به بهترین مخلوقش حضرت محمد (ص) دختری عطا کرد که هدایت یک جهان به عهده ی فرزندان اوست.

" انا اعطیناک الکوثر "

و این هدیه ی الهی، یک دختر بود

این روزها، فاطمی زیستن بسی دشوار است...

ولی میشود چون فاطمه (ع )کم توقع وساده بود..

منبع : انتظار ارزش دختر
برچسب ها : دختر ,میداند ,ارزش ,خدایی ,ارزش دختر ,خدایی میداند

حجاب

:: حجاب
حجاب یعنی به جای شخص، شخصیت را دیدن.

حجاب یعنی به همه ی نا محرمان و ظاهر بینان "نه" گفتن.

دختران و زنان شایسته با آراستن خویش به "پوشش اسلامی" بزرگترین معلمان اخلاق و پاکی و فضیلتند.

آنان که جسم خود را ارزشمندتر از آن می دانند که هر چشمی از آن بهره ببرد، بر مسند والای فضیلت نشسته اند.

حجاب، عفاف وشخصیت ومتانت زن را نمودار می کند و او را همچون مرواریدی گرانبها در بر می گیرد. ...

منبع : انتظار حجاب
برچسب ها : حجاب ,حجاب یعنی

اسم قشنگ فاطمه

:: اسم قشنگ فاطمه
✅ چه اسمی روی بچه هایمان بگذاریم؟

 

روي بچه‌هايمان اسم كه مي‌گذاريم، اسم خوب بگذاريم. نگوييم فاطمه قديمي شده است. چه چيزي جديد شده است؟ جديدي‌ها چه گُلي به سر ما ريخته‌اند؟ 

 

آن وقت شما مي‌داني فاطمه يعني چه؟ «فطم» يعني جدا شد. فاطمه يعني زني كه استثنايي است. اين زن از همه زن‌ها جداست. به دخترت فاطمه بگويي يعني حساب تو از همه جداست. 

 

زهرا به معناي درخشندگي است. 

فاطمه يعني يك زن استثنايي، يك زن نمونه! 

زينب يعني تو زينت بابا هستي! 

معصومه يعني تو پاكي از هر رقم انحراف! 

 

ما چرا اين اسم‌هاي مقدس و معنادار را ول مي‌كنيم، اسم دخترمان را يك چيزي مي‌گذاريم و آن وقت مي‌گوييم اين اسم يعني چه؟ مي‌گويد اين اسم يك تيغي است در يونان!!! اِه ... در ايران اين همه گل بود، خوب گل ايران را ول كردي و رفتي تيغ يونان را گرفتي؟ 

 

اصلاً بعضي‌ها دلشان مي‌خواهد روشنفكر باشند، حاليشان هم نيست كه چه كنند، دلش مي‌خواهد يك كاري بكند كه مثلاً ... اسم اگر مي‌خواهيد بگذاريد، روي اسم‌ها عنايت داشته باشيد. اسم‌هاي زيبا ببريد ...

 

منبع : انتظار اسم قشنگ فاطمه
برچسب ها : يعني ,فاطمه ,فاطمه يعني

چادر

:: چادر
گفتم: میدونی چرا چادری شدم؟

گفت: چه میدونم،لابد اینطوری خوشتیپ‌تری. گفتم: نه!

گفت: خب لابد فهمیدی اینجوری حجابت کاملتره مثلا. گفتم: نه!

گفت: ای بابا، خب لابد عاشق شدی، اون بهت گفته اگه چادر بپوشی بیشتر دوستت دارم. گفتم: نزدیک شدی...

گفت: آها!! دیدی همه قصه‌ها به ازدواج ختم میشه؟ دیدی؟

گفتم: برو بابا... دور شدی باز! 

گفت: خب خودت بگو اصلا.

گفتم: یه جایی شنیدم که چادر لباس "حضرت زهرا"ست خواستم کمی شبیه "حضرت زهرا" باشم...

....................................................................

 

خواهرِ با حجابم... وقتى دلت ميگيرد از پوزخندهاى به ظاهر روشنفكرها...

قرآن را باز كن و سوره ى "مطففين"

آيات 29 تا 34را نظاره كن:

" آنان كه امروز به تو ميخندند فردا گريانند و تو خندان..."

پس سرت را بالا بگير...

منبع : انتظار چادر
برچسب ها : گفتم ,چادر ,حضرت زهرا

شخص عالم

:: شخص عالم
 

 

زمانی تعداد مقدسین نجف اشرف خیلی زیاد شد. آن‌ها روزی دور هم جمع شدند و گفتند: 

آیا زمانی خواهد رسید که مردمی بهتر از ما وجود داشته باشد و از جمع ما نیکو‌تر هم پیدا شود؟ پس این حدیث که می‌گوید: «وقتی سیصد و سیزده نفر انسان مومن جمع شوند حضرت صاحب الزمان (عج) ظهور می‌کند» اگر راست باشد باید ایشان در زمان ما ظهور کنند، چون هر انسان صالحی که در کره زمین هست وقتی بخواهد خود را به مرتبه‌ای از کمال برساند و از دنیا بگذرد دست از وطن برداشته و دل از دنیا کنده خودش را سرزمین مقدس کربلا می‌رساند و بعد هم هر کسی از این افراد که کمالاتش بیشتر شود و بسیار زاهد باشد از آب شیرین ومیوه‌های کربلا دست می‌کشد و به نجف اشرف می‌آید و همسایه قبر مطهر آقا امیر المومنین (ع) می‌شود و در این شهر سکنی اختیار می‌کند. 

خلاصه اینکه نتیجه مذاکراتشان آن شد که آنچه از آدمهای صالح که الان در نجف هست زبده‌ی صلحای تمام کره زمین‌اند و از طرفی امروزه تعداد صالحان در این شهر بیشتر از سیصد و سیزده نفر است، پس اگر آن حدیث راست باشد باید حضرت صاحب الزمان (عج) ظهور کنند. و چرا این کار را نمی‌کنند؟ 

بعد از تفکر بسیار بنا را براین گذاشتند که برای حل این مشکل از بین خودشان یک نفر را که از همه زاهد‌تر و مورد قبول‌تر از همه‌شان است انتخاب نمایند و بیرون بفرستند تا بلکه بتواند چاره این معضل را به دست آورد. 

لذا همه مومنین و صلحای شهر را جمع کردند و آن‌ها را دو قسمت کردند؛ یک قسمت را که همه به افضل بودنشان اعتراف داشتند نگه داشتند و بقیه را‌‌ رها کردند. باز دوباره‌‌ همان تعداد را هم دو قسمت کردند و آن جمعی که مورد قبول همه بود را انتخاب کردند و به همین منوال جمع خود را کمتر و کوچک‌تر می‌کردند تا بالاخره از بین همه‌شان یک نفر انتخاب شد که آن یک نفر به اقرار همه از تمام آن‌ها با فضیلت‌تر بود. او را با توکل بسیار به محوطه وادی السلام بیرون نجف فرستادند تا شاید راز این سر را که چرا امام زمان(عج) ظهور نمی‌فرمایند را کشف کند. 

آن شخص عالم، و متقی زاهد بیرون رفت بعد از اینکه مدتی گذشت به نزد رفقای خود برگشت و گفت: همین که اندکی از نجف بیرون رفتم سیاهی شهری به نظرم آمد پیش رفتم تا داخل آن شهر شدم. از کسی سوال کردم این شهر چه نام دارد؟ 

گفت: این شهر شهر صاحب الزمان(عج) است. 

نشانی خانه آن حضرت را از او سوال نمودم و با شوق و شعف تمام خود را به در خانه ایشان رساندم و دق الباب نمودم. یکی از ملازمان آقا بیرون آمد. گفتم می‌خواهم خدمت امام زمان (عج) شرفیاب شوم. 

آن مرد رفت و برگشت و گفت امام فرمودند: «دختر فلان شخص را که نامش فلان و رتبه‌اش بهمان است و در نام و نسب و شرف و رتبه فوق بزرگان این شهر است به عقد تو درآورده‌ام. تو امشب به خانه آن شخص برو و‌‌ همان جا بمان و فردا به نزد ما حاضر شو. 

من خانه آن شخص را پیدا کردم و به منزل او رفتم و پیغام امام (ع) را به او رساندم. او قبول کرد و بنای زفاف را برای من گذاشتند. چون شب شد عروس را به حجله‌گاه آوردند و همین که خواستم به نزد او بروم ناگاه آواز طبل جنگ به گوشم رسید. پرسیدم: چه خبر است؟ 

گفتند: حضرت صاحب الزمان(عج) می‌خواهند خروج کنند. 

من با خود گفتم اشکال ندارد ایشان بروند ما نیز پشت سرشان خواهیم رفت. 

و در همین فکر و خیال بودم که قاصد آن حضرت رسید که «بسم الله ما خروج کردیم با ما بیا تا به جهاد دشمنان برویم.» 

من گفتم: عرض مرا به آن حضرت برسانید و بگویید ایشان تشریف ببرند من نیز پشت سرشان خواهم آمد. 

قاصد رفت و سریعاً برگشت و گفت: حضرت می‌فرمایند: فوراً باید بیایی. 

من گفتم: اگر چه امام این چنین فرموده‌اند ولی من الان نخواهم آمد. 

تا این حرف را زدم ناگاه خود را در‌‌ همان صحرای نجف اشرف دیدم که نه شبی بود و نه شهری و نه عروسی و نه اتاقی. دانستم تمام این قضایا در عالم مکاشفه بوده نه شهود و فهمیدم که ما را قوه اطاعت آن حضرت نیست و امام خواستن ما لقلقه زبان است.

 

برکات حضرت ولی عصر علیه السلام، صص۲۹۶-۲۹۵به نقل از کتاب عبقری الحسان ج۲ ص۱۱۳ س۴

منبع : انتظار شخص عالم
برچسب ها : حضرت ,امام ,بیرون ,ایشان ,تمام ,ظهور ,صاحب الزمان ,حضرت صاحب ,امام زمان ,راست باشد ,باشد باید

"..."

:: "..."
پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله فرمودند: 

وقتى زنى براى کسى جز شوهر خود بوى خوش بکار برد، مایه آتش و عار است.

نهج الفصاحه 

پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله فرمودند: 

زماني كه ديديد زناني موهاي سر خود را مثل برآمدگي پشت شتر نموده و در ميان نامحرمان ظاهر مي شوند، به آنها بگوئيد كه نمازشان قبول نيست.

كنزالعمال، ج 16، ص 392 

 

منبع : انتظار "..."
برچسب ها : الله عليه ,صلّي الله ,اکرم صلّي ,پيامبر اکرم